نور ماه

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

 

بعضی وقتا دلم میخواد که با تمام وجود به این سنجاب و قصه ی بلوطش حسودی کنم . البته به بلوطه بیشتر.

اینقدر دوستش داره که دنیارو هم برای بدست اوردنش حاضره بهم بریزه .

با وجود این جثه ی کوچیکش بزرگترین نیروهای عالمو  توی ارادش جمع کرده .

گاهی وقتا با وجود تمام ترسی که در پشت نگاهش خیمه میزنه یاد بلوطش که میافته نه عمق عمیق اقیانوس نه پهنای بی کران آسمون نه خشکی بی انتهای کویر ، هیچکدوم نمیتونن مانع حرکتش بشن ......

خوشبحال بلوطه ............

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |



حالا همه چیز از من و تو شروع می شود و تمام می شود.
این یک هفته را بزن به نام خودت و من.گوشهایت را بگیر و صدای هیچکس را نشنو.

به آغاز و به پایان این هفته فکر کن.بگذار در رویاهایمان زنده بمانیم.انگار نه انگار هنوز فرسنگ ها فاصله داریم.بگذار این روزها هم بگذرند،نگران فردا نباش.
هنوز چیزی جایی روشن است که دلمان را گرم کند...
هنوز چیزی جایی روشن است که دلمان را گرم کند...
برای تو و برای من
برای این هفته ی دوست داشتنی.

 

پ.ن

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست

با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست

از لذتی جان‌گرفته‌ام که از آنِ من نیست
به مرگی جان می‌سپارم که از آنِ من نیست.

احمد شاملو
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |

 

صبر کن سهراب!

آری… تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مالِ من است!

اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟!

من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست…  

صبر کن سهراب!

قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...'

 

پ.ن

چند روز است که تهی شده ام .

چند روز است که با هیچی در خودم ، با خودم  دور تهی شدن را مرور میکنم.

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |


Design By : Night Skin