نور ماه

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

هرچند اصلاً حال و حوصله‌ی درس خوندن رو ندارم و مثل مرغ نشسته‌ام و دارم نوک می‌زنم به کتاب‌ها. به هر کدام ذرّه‌ای. ولی الان دیگه دقیقاً توی وضعیتی هستم که اگه دورکیم یا کوهن یا ولفگانگ یا دیگر بیکاران نظریه پرداز  و از همه مهمتر نویسنده کتاب مزخرفِ ( نظریه های ............)  ( راب وایت و فیونا هینز  ) رو ببینم، یه چَک می‌زنم توی گوششان . دارم فحش می‌دم به مرده و زنده‌ و جد و پدرجد و نوه و نتیجه‌ی دسته‌ی گور به گوری مطالعات انتقادی و هر چی نظریه‌پردازیه...........

پ.ن

از سرو صداها و شلوغ بازیهای پسر عموی 4 ساله ی ِ کوچولوم  که 2 روزه تنهایی مهمون خونه ی ما شده و البته صاحب 6دانگِ اتاق من ، داشتم جوش می آوردم که فرار کردم طبقه ی پایین و چپیدم تویِ اتاق کار مامان. تا شاید بعد از دو روز سروکله زدن با نیم وجب بچه البته با 6متر زبون بتونم 2کلمه حرف حساب و ناحسابو دوباره مرور کنم . شروع کردم به خوندن همون نظریه های تکراری و همیشگی . مثلن یه جای دنج و بی سرو صدا پیدا کردم هنوز 2خط نخونده بودم  که یکدفعه برخلاف جاذبه ی زمین از روی سقف زلزله روی سرم آوار شد از اتاق اومدم بیرون و نگاهی به بالا انداختم که دیدم بابا حسابی  حس دوندگیش اومده اونم با سرعت 8 الی10  دور در دقیقه ...( البته بطور تخمینی ) یک ساعتی هست نشستم پشت کامپیوتر مامان و الکی دارم توی اینترنت میچرخم تا شاید یه جو آرامش و بی صدایی پیدا بشهههههههههه.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |


Design By : Night Skin