نور ماه

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

16  خرداد روزی که من به این دنیا دعوت شدم .

 

لحظه ی ساده ی سرودنم آغاز شد

آخرین ماه از فصل بهار

هوا عالی بود

و فضا پرِ از عطر نفس های سرگردان گلا

نیمه شب تا دم صبح

 آسمان بی تاب ... آ

و پدر آرام....

پدر آرام و صبور تکرار قدم هایش را صد بار شمرد

اشک مادر لغزید

پدر از شوق لرزید 

آنگاه.....

با یکی نبود و یکی بود و یکی آمد

کودکی متولد گردید

روح احساس شکفت همراه با پیکر کوچک آن نوزاد

آسمان روشن گشت ، نور گرفت

آن شب من بودم آن نور سپید

یک ستاره ؟ نه....... چراغ آسمان

آن شب من بودم که شدم نور ماه آسمان *

 

*مهسا

 

 پ.ن

کمی خودسرایی که به جایی برنمیخوره خیلی هم میچسبه

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٥ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |


Design By : Night Skin