نور ماه

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

جان مریم چشماتو وا کن.....

امروز در دانشگاه ، مترو ، تاکسی و هر جایی که می رفتم همه از تو ، رفتنت و آوازهایت حرف میزدند. ( خدا بیامرزدش خواننده ی خوبی بود ) .

 بچه تر که بودم نمی دانستم جان مریم چشماتو وا کن را چه کسی  خوانده است. فقط حفظش کرده بودم و با حرکاتی کودکانه زیر لب گاه و بی گاه می خواندمش........... بزرگتر که شدم برای اولین بار کنسرتت را دیدم که باوقار و محکم و با کمی اخم در  پشت میکروفن ایستاده بودی و شروع به اجرا و خواندن آهنگی کردی که من در  تنهایی ها و تخیلاتم زمزمه می کردم . انگار به چهره ات نمی آمد که تو آن را خوانده باشی ولی بعدن که در صورتت دقیقتر شدم  مهربانی های نهفته در چین و چروک های  صورتت را دیدم.. تو و اهنگ هایت را شناختم و به انها انس گرفتم بخصوص سالهای اول دانشگاه که در انجمن اسلامی به یاد دوستان دربندمان برای دل خودمان آهنگ های تو را می گذاشتیم و  زیر لب زمزمه شان میکردیم...آن روزها صدایت مرهم دل های بی قرار ما بود. و در این روزهایی که همگی دارند یکساله میشوند چه شب هایی که با صدایت خوابیدیم و چه صبح هایی که  بلند بلند شب شنیده هایمان را باهم فریاد می کردیم

حالا بگذار در این روزهایی که نیستی ما جوانان دهه ی شصت تو را برای تو بخوانیم

جان مریم چشماتو وا کن.....

کاش میشد تا بودی ما برایت می خواندیم .....

جان مریم چشماتو وا کن

سری بالا کن

در اومد خورشید

........................

 کاش آنقدر می ماندی که خورشید را ببینی تا بازهم با آن صدایی که سرشار از استواری و زیبایست برایمان بخوانی.  و ما هم  بدنبال صدایت ، آوازهایت را زمزمه کنیم  

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٠ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |


Design By : Night Skin