نور ماه

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

 

 

 

 

چند روز پیش این شعرو برای یکی از دوستانم در جهت توجیه و عذر خواهی از یک اشتباه فاحش ایمیل کردم. به یکباره به ذهنم رسید ..........واقعن این روزها وقتی کوهی از فکر و اضطراب سرت خراب بشه بهتر از این نمی شه. ولی با تمام این حرفا باید پیش برویم بخاطر آن چیزهای که می خواهیم . امید امید و باز هم امید.................. حتی اگر شادی بعضی روزها  قسمت ما نباشه

 

در این شب های نا آشنای  قیچی خورده ی ، بی هیا هو
میخواهم چون فروغ
از دل شب بگذرم
به سمت امید پارو بزنم

 

می خواهم
بسرایم و بخوانم با نیما

تا شقایق هست زندگی باید کرد*

می خواهم
با چنگ خیال
بنوازم‌ در گذرگاه های تاریک و افسرده
پرده هزاران امید را
اما...


 
این شب ها
در کنج سکوت
در حسرتِ شعر دوباره ای
 
شعرهای ننوشته دفتر کوچک من
دربند دیوارهای بلند افکار ناموزون شده اند

 

 * قابل توجه دوستانی که نتوانسته بودند با این بیت ارتباط برقرار کنند  این مصرع متعلق به سهراب سپهری است . و اینکه در مصرع قبل از نیما نام برده ام به خاطر یک احساس درونی بودهاست  نه اینکه جسارتن بخواهم  ان را منتسب به نیما کنم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٢ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط نور پنهان ماه نظرات () |


Design By : Night Skin